فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
119
چهارده رساله ( فارسى )
نخستين فرقه سبائيهاند و ايشان اتباع عبد اللّه سبا هستند كه او قائل بخدائى على شده با آنكه چند تن از آنها را خود على به آتش سوخت و درين باره فرموده است كه هرگاه من چنين امر منكرى ببينم آتش برافروزم و قنبر را براى اجراى فرمان احضار كنم دوم بنانياناند اتباع بنان بن اسماعيل هندى آنان هم دربارهء على چنين پنداشته و عقيده داشتهاند كه خداوند در وى حلول كرده و نيز در فرزندان او و گويند همه اعضا و اندام خداوند قابل انعدام است جز روى خدا چه آنكه خداوند فرمايد كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ سوم خطابياناند كه پنداشتند خداوند نخست در على حلول كرد پس در - حسن و سپس در حسين و بعد در زين العابدين و در باقر و از آن پس در صادق در زمان حياة صادق به مكه رفتند و جعفر صادق را ميپرستيدند چون صادق اين را شنيد بسيار ناراحت شدند و چون اين خبر به ابو الخطاب كه رئيس اين جماعت است رسيد چنان پنداشت كه خداوند از جعفر جدا شده و در وى حلول كرده است و او خود از خدا كاملتر شده است و عاقبت او را بكشتند . چهارم مغيريانند اتباع مغيرة بن سعيد العجلى دعوى الوهيت هميكرد و عاقبت با آتش و نفط اينان را سوختند . پنجم منصوريانند اتباع ابو منصور عجلى اينان نخست مانند مغيريه بودند در گفتار و سپس افزودند كه زنا و لواط امرى جايز و رواست و بعاقبت آنان را بكشتند ششم جناحيانند اتباع عبد اللّه بن الجناحين ايشان گفتهاند كه چون معرفت
--> بقيه حاشيه از صفحه قبل الخامس الواقفيّة و هم القائلون بامامة على و اولاده الى الكاظم و يقفون عليه السادس الاسماعيليّه و هم القائلون بامامة على عليه السلام الى الصادق ثم ابنه اسماعيل و يلقبون ايضا بالسبعيّة و يسمّون بالباطنيّة و ربما لقبوا بالملاحدة السابع الاماميّه و يسمون ايضا بالاثني عشريّة و هم القائلون بامامة على الى القائم و اما الغلاة فليسوا من فرق الشيعة و هم القائلون بانّ عليا إله الخلق و اما البتريّه بالباء ثم التاء قال فى القاموس هم من الزيديّة